4-5- القاء مفهوم از راه آهنگ کلمات :156
فصل پنجم: برر سی قوالب شعر فروغ فرخ‌زاد
5-1-قالب در شعر فروغ فرخ‌زاد181
5-1-1-قالب نیمه سنتی181
5-1-2-قالب چهارپاره نو187
5-1-3- (عامی-آهنگی)191
5-1-4-نیمایی193
5-1-5- نیمایی نو(سبک شخصی فروغ)193
فصل ششم
نتیجهگیری ……………………………………………………………………………………………………………………….206
منابع:215
فهرست جداول
عنوانصفحه
3-1-اوزان اشعار مجموع? اسیر70
3-2-اوزان اشعار مجموع?دیوار73
3-3-اوزان اشعار مجموعه عصیان75
3-4-اوزان اشعار مجموعه تولدی دیگر76
3-5-اوزان اشعار مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد83
3 -6- انواع جناس در مجموعه “اسیر”120
3-7-واژه‌های بسامدی(تکراری) در مجموعه “اسیر”123
3-8-واژه‌های بسامدی(تکراری) در مجموعه “دیوار”124
3-9-واژه‌های بسامدی(تکراری) در مجموعه “عصیان”125
3-10-واژه‌های بسامدی(تکراری) در مجموعه “تولدی دیگر”126
3-11-واژه‌های بسامدی(تکراری) در مجموعه “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد”127
3-12-جمع واژه‌های بسامدی در کلّ دیوان “فروغ فرخ زاد”128
3-13-حروف تکراری (واج آرایی )133
4-1-کلمات هم قافیه “اسمی”و “فعلی” در کل دیوان151

چکیده
زبان فروغ زبانی است آهنگین و ملایم و صمیمانه و روان، شاید نزدیک ترین زبان ادبی به طبیعت، کلام عادی باشد که آن همه نیما به آن سفارش می‌کرد و همین زبان است که بیشتر موسیقی خود را از موسیقی مکالمه و روایت گرفته است تا از عروض.
و گاهی “فروغ” برای حفظ این آهنگ طبیعی، قوانین عروض رسمی‌را به صورت طبیعی رعایت نکرده است. این زبان از طرف دیگر زبانی است سخت عاطفی و مؤثر، چون از دل برآمده و بوی صداقت و صمیمت می‌دهد، همان که خودش می‌گفت : “شعر صمیمانه نه فاضلانه”.
زبان شیرین فروغ، زبانی است منبعث از مکالمات روزانه مردم و گفتگوهای عادی در محیط طبیعی زندگانی. و موسیقی شعر برگرفته از زبان است و باید موسیقی مأنوس مردم همان روزگار باشد. به همین دلیل است که اشعار زیبا و دلنشین فروغ، در ما احساسی به وجود می‌آورد که اشعار بسیار عالی تر دوره‌های قدیم از ایجاد آن قاصرند.
خودِ فروغ به زبان خاص خود و اصولاً اهمیت زبان در انتقال احساس و ایجاد موسیقی توجه داشت و گفتگوهای وی در توضیح مطلب فوق مهر تأکید را می‌کوبد :
“اگر دید، دید امروزی باشد، زبان هم کلمات خودش را پیدا می‌کند و وقتی زبان یکدست و صمیمی‌شد، وزن خودش را با خودش می‌آورد و به وزن‌های متداول تحمیل می‌کند. (شمیسا، 1376 : 98 – 96) آنچه معلوم است این است که فروغ برای عروض و وزن ارزشی قائل نیست و می‌گوید : “لازم نیست وزن و قافیه را رعایت کنی. سعی کن با ریتم کلمات، یک حرکت کلی به وجود بیاوری که شنیدنی باشد، یعنی در گوش تبدیل به یک نوع شود. “
فروغ، با ذوق و قریحه خدادادی خود مؤفق به ابداع چندین وزن عروضی تازه شد و نیز چند وزن نادر دارد با اینکه می‌گفت : “من هیچ اوزان عروضی نخوانده ام”.

واژگان کلیدی : فروغ- موسیقی – عروض – قافیه.

“فــصل اول”

کلیات تحقیــق

1-1-مقدمه:
در این رساله موسیقی شعر فروغ فرخزاد، با نگاهی سبک شناسانه مورد بررسی قرار گرفتهاست. با توجّه به اینکه طبیعی بودن، جزء مؤلفههای اساسی در همه عناصر شعری اوست، موسیقی نیز در بافتی کاملاً طبیعی و حسّی ارائه شده که در این نوشتار برجستگی و تمایز وزن شخصی ( موسیقی بیرونی) شعر او و نیز به نقش قافیه و ردیف به عنوان ارکان موسیقی کناری و برجستگی خاص موسیقی درونی، علی الخصوص تکرار در همه سطوح، پرداخته شدهاست.
فروغ شاعر زندگی است و گوشههای بکر آن را زیسته و سروده است، پس طبیعی است در شعر او همه چیز طبیعی باشد. از جمله موسیقی که کارکرد درست آن از جنبههای قدرتمند شعرهایش است. وزن عروضی و نیمایی، آشکارترین شکل موسیقی در شعر فارسی است که مبنای وزن عروضی، همسانی و تساوی ارکان عروضی و اساس وزن نیمایی، مبتنی بر عدم لزوم همگونی مصراعهاست. یکسانی زحاف در رکن آخر وزن، در همه مصراعهای یک شعر در عروض سنتّی لازم است و در شعر نیمایی به دلیل شکستن وزن و عدم تساوی ارکان، زحاف رکن آخر در مصراعهای شعر میتواند متغیّر باشد. البته هر ابزاری را که شاعر در شعر استفاده کند تا کلام را از سیاق طبیعی نثر خارج سازد و در آن طنین و تناسب ایجاد کند، از گونه موسیقی شعر محسوب میشود.
اگر بخواهیم شاعران طراز اول شعر فارسی را از بدو پیدایش تاکنون، به اعتبار سبک‌های مختلف شعر فارسی برشماریم، بدون شک ناگزیر به اقرار این حقیقت خواهیم شد که چند تن از بزرگان شعر فارسی در قرن حاضر می‌زیسته‌اند و یکی از ایشان “فروغ فرخ‌زاد” است.
خوشبختانه “فروغ” در مورد شعر، ذهنی باز و بدون تعصب داشت و درباره اشعار خود انتقادهای تندی دارد. یک جا می‌گوید : “می‌خواهم بگویم که حتی بعد از خواندن نیما هم، من شعرهای بد خیلی زیاد گفته ام”
موسیقی و آهنگ شعر محدود به قالب عروضی و بحر شعر نیست. بلکه در نوع پیوستگی کلمات با یکدیگر و ایقاعهای شعر، موسیقی شگفت انگیزی احساس می‌شود که کم از موسیقی وزن شعر نیست. زیرا موسیقی شعر دامنه پهناوری دارد و می‌توان آن را در چهار صورت مورد بررسی قرار داد :
1- موسیقی بیرونی که همان وزن عروضی است بر اساس کشش هجاها و تکیه‌ها.
2- موسیقی کناری که قافیه و ردیف را شامل می‌شود و آنچه در حکم آن است و تکرارها.
3- موسیقی داخلی یا درونی که عبارتست از هماهنگی و نسبت ترکیبی کلمات و طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حرف دیگر. به بیان دیگر مجموعه هماهنگی‌هایی که از طریق وحدت و تضاد صامت‌ها و مصوت‌های کلمات یک شعر پدید می‌آید مانند انواع جناس‌ها.
4- موسیقی معنوی که ارتباط‌هایی پنهانی یک مصراع یا لخت از رهگذر انواع تضادها و تقابل‌ها پدید می‌آید.
وزن، موسیقی بیرونیِ شعر را ایجاد می‌کند و ایقاعهای کلمات موسیقی درونیِ آن را البته موسیقی داخلی را با موازین عروضی نمی‌توان سنجید و همان است که استاد لامبورن lamborn می‌گوید : موسیقی درونی که در شعر پیدا می‌شود از وزن و نظم وسیعتر است و چه بسا شعرهایی که از نظر نت موسیقی مساوی هستند و از نظر موسیقی اصوات کلمات و موسیقی درونی متفاوت‌اند و حتی هر بیت از یک شعر ممکن است موسیقی خاصی داشته باشد که با موسیقی درونیِ بیت دیگر متفاوت باشد”
این پایان نامه به برررسی و نقد موسیقی فروغ و توضیحی در مورد جنبه‌های شاعری او و همچنین به بحث‌های عروضی شعر فروغ می‌پردازد.
مقصود و منظور نگارنده از انتخاب این موضوع قرار دادن اطلاعاتی تازه و نو در اختیار خوانندگان گرامی است. هر چند که این رساله باز هم جای بحث و گفتگو و جستجو دارد.
در ابتدا کل دیوان فروغ را تقطیع نموده و سپس از منابع مختلف یاری جستم. این رساله شامل 6 فصل می‌باشد که فصل اول آن مربوط به کلیات تحقیق است. فصل دوم که شامل 3 بخش در مورد زندگینامه، شعر و اندیشه فروغ است.
فصل سوم که شامل5 بخش بوده و به بررسی اوزان کل دیوان فروغ می پردازد.
درفصل چهارم به بررسی قوافی اشعار فروغ پرداختم.
فصل پنجم اختصاص دارد به قوالب شعری فروغ که مورد بررسی قرار گرفته است.
و در نهایت فصل ششم نتیجه گیری از کل این فصول است.
با تمام تلاشی که در این زمینه انجام داده‌ام، به یقین این رساله هنوز هم ناقص بوده و باز هم جای بحث و گفتگو و ادامه را دارد. امید آن است که خوانندگان محترم هرگونه کمی و کاستی در این رساله را به دیده اغماض بنگرند.

1-2-بیان مساله:
موسیقی شعر، دامنه پهناوری دارد. گویا نخستین عاملی که مایه رستاخیز کلمه‌ها در زبان شده و انسان ابتدایی را به شگفتی واداشته است، همین کاربرد موسیقی در نظام واژه‌ها بوده است.
هر مجموع? گفتار از مقداری عناصر آوایی و صوتی به وجود آمده است و این مجموعه آوایی و صوتی ممکن است با یکدیگر یا بعضی از آنها، با بعضی دیگر، توازنها یا تناسب‌هایی داشته باشند و در رابطه ای که اجزایش – بلحاظ انواع تناسب‌ها – با یکدیگر می‌توانند داشته باشند دارای انواع موسیقی‌های زبانی نیز می‌تواند باشد و ما بعضی از این انواع شناخته شد? تناسب‌ها را به اختصار در ذیل مورد اشاره قرار می‌دهیم :
الف ) وزن : اهل هر زبانی وزن شعر خود را در تناسب‌هایی خاص احساس می‌کنند که اهل زبان دیگر ممکن است آن تناسب را احساس نکنند.
ب ) قافیه : همان مجموعه آوایی، گذشته از وزن، بلحاظ اشتراک صامتها و مصوتها، در مقاطع خاصی – وسط یا آخر و حتی اول هر قسمت – می‌توانند تناسب دیگری هم داشته باشند که خود صورت دیگری از موسیقی شعر است و آن را قافیه (به معنی عام کلمه که شامل قافیه‌های میانین هم می‌شود) می‌خوانیم.
ج) ردیف : شکل دیگری از موسیقی شعر است که در حقیقت تکمیل موسیقی قافیه است یا شکل غنی تر شده قافیه‌هاست.
د) هماهنگی‌های صوتی : همان مجموعه عناصر آوایی، بلحاظ اشتراک صامتها و مصوتهای موجود در داخل سراسر زنجیرهگفتار، و نه در مقاطع خاصی، امکان تناسب‌های دیگری هم در آن می‌رود مثل اینکه مصوت “او” یا “آ” یا “ای” و مثلاً صامت سین یا شین یا میم اگر به تناسب خاصی تکرار شود خود جلوه دیگری از موسیقی شعر است و عاملی در رستاخیز کلمه‌ها. سهم بسیار عمده ای از موسیقی شعر در همین بخش هماهنگی‌های صوتی عبارات نهفته است که اندکی از آن را قدما در مباحث مربوط به انواع جناسها مطرح کرده‌اند.
هیچ ملّتی را نمی‌شناسیم که از موسیقی بی بهره باشد پس باید بپذیریم که موسیقی پدیده‌ای در فطرت آدمی‌است. عواملی که آدمی‌را به جستجوی موسیقی می‌کشانده است همان کششهایی است که او را وادار به گفتن شعر می‌کرده است و پیوند ایندو سخت استوار است. زیرا شعر در حقیقت موسیقی کلمه‌ها و لفظ‌هاست و غنا، موسیقی الحان و آهنگها.
از آنجایی که بحث درباره موسیقی بیرونی، کناری، داخلی و معنوی در اغلب کتابها آمده است در همین راستا سعی خواهد شد در این رساله درباره ابداعات و ابتکارات فروغ فرخ‌زاد در وزن شعر معاصر بحث بیشتری به میان آید.
“وزن شعر یا عروض، چیزی جدا از شعر نیست و چیزی نیست که ثابت و غیر قابل تغییر و دگرگونی باشد و باید به این نکته توجه داشت که علم عروض مقدم بر شعر نیست…” (ترابی، ضیاء الدین، 1375 : 36).
هر اثر هنری، منطقی خاص خود دارد و هیچ شعر بزرگ و حتی خوب نمی‌تواند اندیشه‌ای را در خود نپرورده باشد. شعر فروغ، جدای از وزن و عروض و موسیقی، شعری است که فکر کردن و نگاه کردن و حس کردن و دیدن را به ما یاد می‌دهد.
شعر فروغ، شعری است دارای ساختی استوار و جوهری ناب که همواره خواننده را از پنجره‌های تصاویر گوناگون و بر جاده‌های مصراع‌های رنگارنگ به تماشا و حرکت وا داشته و وا می‌دارد.
آنچه مسلم است همه وزن‌هایی که با الهام مصراع اول به ذهن شاعر می‌گذرد و او را به رعایت وزن الهام شده مجبور می‌کند، از جریان ناخودآگاهی سرچشمه می‌گیرد که با تمامی‌احساسهای شدید و هیجانات روحی و ذهنی که نتیجه برخورد حواس اوست با اشیاء و تصاویر آنی و فرار، رابطه مستقیم دارد و همین است که وزنها تندند و گاهی حتی تندتر از آن که بتوان آنها را به همان کیفیت که در مصراع نخست شکل گرفته‌اند، دنبال کرد و ادامه داد. این است که جویبار کلمات مترنّم از مسیر عروضی خود می‌گریزند و منحرف می‌شوند.
تمام روز در آئینه گریه می‌کردم
که آغازی است صاف و بی سکون یا سکته. اما بعد :
که چون حبابهای کف صابون
که در صورت کشش “که” آغاز مصراع، درست است اما در غیر از وزن مصراع آغاز “یا”
و از شکافهای کهنه، دلم را به نام می‌خواند.
که سکته ای تند دارد و گریز آن از چهارچوب اوزان عروضی پیداست و نشان دهنده اینکه فروغ نمی‌تواند همه این تصاویر تند و فرار و همه آن حرفهایی را که در این آب و خاک، در عالم شعر تازگی دارد، در شکلهای عروضی اوزان بگیرد و بپرورد. (حقوقی، 1387 : 336 – 308)
اگر بتوانیم به گفته محمد حقوقی – در هم ریختگی اوزان عروضی را “حسی” یا گفتاری بنامیم، مشروط بر اینکه بهانه ای به دست ناآگاهان ندهد، موسیقی کلام فروغ با همه آشفتگی‌های وزنی، گوهری ناب و با ارزش به شمار می‌آید، وچه بسا اینکه اگر اجل به وی مهلت می‌داد، به یقین یکی از پرچمداران شعر نیمایی می‌شد.
1 – 3- پرسش‌های تحقیق:
در این پژوهش به سئوالات زیر پاسخ داده می‌شود :
1- آیا اشعار فروغ از ساختی استوار و منطقی برخوردار است؟
2- آیا میتوان تلاش فروغ در آفرینش موسیقی جدید در کلام و نوآوری در پهنه موسیقی زبان را ناشی از عدم توان وی در برخورد با وزن عروض تلقی کرد؟
3- آیا وزن شعر چیزی جز حرکت کلی و آهنگین کلمات است؟
4- آْیا شاعر میتواند در صورت داشتن ذهن موسیقایی با استفاده از امکانات موجود در زبان به خلق اوزان جدید بپردازد؟
5- آیا میتوان علاوه بر آخر مصراع، در اول و وسط مصراعها نیز توسع اعمال گردد؟
6- اشعار فروغ فرخزاد در چه وزن و بحرهایی سروده شده است؟
1- 4- اهمیت و ضرورت تحقیق :
این تحقیق به دلیل نشان دادن توان شاعری فروغ در پرداختن به وزن عروضی و نیز ابداع و نوآوری‌های وی در محدوده قواعد عروضی با استفاده از کلید اختیارات مجاز شاعری و کلیه زحافات رایج و حتی غیرمتداول ولی قابل تصور و وقوع افاعیل عروضی و ترکیب دو یا چند وزن و با بهره گیری از امکان تکرار افاعیل یا برخی از آن در قسمت‌های مختلف هر مصراع، به خوانندگان محترم است.
1- 5 -پیشینه تحقیق :
تاکنون رساله مستقلی در این رابطه نوشته نشده است.
1 – 6- اهداف تحقیق :
1- هدف از تنظیم و تدوین رساله این است که در تقطیع شعر فارسی چه کل و چه نو باید این واقعیت را در نظر داشت که اولاً موسیقی شعر تنها محدود به آن نیست که به وزن عروضی مشهور شده و اساس وزن شعر فارسی را تشکیل داده است. ثانیاً زبان فارسی، زبانی است هجایی که از نظر ساخت و ترکیب با قوالب یا همان افاعیل عروض شعر که از زبان و شعر عرب اقتباس شده، دقیقاً قابل تطبیق نیست.
2 – پس از انجام این رساله، خوانندگان محترم می‌توانند اطلاعاتی را در مورد عنوان این رساله دریافت نمایند و دریابند که فروغ به سرودن شعری مؤفّق شده که از همه امکانات نهفته در بعد موسیقایی و وزن و آهنگ شعر استفاده کرده است.
3 – این تحقیق از آن جهت که مطالبی را در مورد اختیارات بدیع شاعری بازگو می‌کند، دارای اهمیت است.
1- 7 – فرضیه‌های تحقیق:
1- اشعار فروغ در عین سادگی و روانی از ساختن استوار و منطقی برخوردار است. اشعار با بیانی ساده و به گونه خاطره نگاری آغاز میشود و دارای لحنی روایی است.
2- امکان نوآوری در وزن شعر وجود دارد.
3- وزن، چیزی نیست جز حرکت کلی و آهنگین کلمات که در نهایت در گوش شنونده به نوعی وزن و موسیقی منتهی میشود.
4- وزن شعر صرفاً محدود به اوزان شناخته شده پیشین و مذکور در کتابهای عروض شعر نیست.

5- فروغ بیش از هر چیز در پی توسعه بخشیدن به وزن در اول و وسط و پایان مصراع است.
6- اکثر اشعار فروغ در بحر مضارع و مجتث است.

1-8 -تعاریف واژه‌های کلیدی :
فروغ: فروغ فرخ‌زاد در سیزدهم(پانزدهم) دی ماه سال 1313 از حاصل پیوند سرهنگ محمد فرخ‌زاد و توران وزیری تبار که زندگی مالی متوسطی داشتند، در تهران چشم به جهان گشود. او دو برادر به نام‌های امیر و فریدون و یک خواهر به نام پوران داشت.
موسیقی:موسیقی و آهنگ شعر محدود به قالب عروضی و بحر شعر نیست و شامل 4 بخش می‌شود:
1- موسیقی بیرونی که همان وزن عروضی است بر اساس کشش هجاها و تکیه‌ها.
2- موسیقی کناری که قافیه و ردیف را شامل می‌شود و آنچه در حکم آن است و تکرارها.
3- موسیقی داخلی یا درونی که عبارتست از هماهنگی و نسبت ترکیبی کلمات و طنین خاص هر حرفی در مجاورت با حرف دیگر.
4- موسیقی معنوی که ارتباط‌هایی پنهانی یک مصراع یا لخت از رهگذر انواع تضادها و تقابل‌ها پدید می‌آید.
عروض: اوزان برخی از اشعار”فروغ” نباید با قواعد ثابت و تغییر ناپذیر عروض شعر سنتّی فارسی کاملاً منطبق باشد. هم? اشعار فروغ وزن دارد اما گاهی نه وزنی که دقیقاً مبتنی بر قواعد عروض شعر کلاسیک باشد
1 – 9- روش تحقیق :
نوع روش تحقیق در این پایان نامه توصیفی – تحلیلی می‌باشد و روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای است.
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در این رساله بدین صورت است که ابتدا اطلاعاتی که جمع آوری شده، مورد بررسی دقیق قرار می‌گرد و تمامی‌اشعار و سروده‌های دیوان فروغ، تقطیع عروضی شده و مطالبی که شایسته مطرح کردن در رساله را دارد انتخاب و در فصل‌های رساله قرار می‌گرد و رساله به صورت منطقی و علمی‌تنظیم می‌گردد و توالی موضوعات و فصل‌ها کاملاً رعایت می‌شود و در پایان فهرست، منابع و مآخذ به خوانندگان محترم ارائه می‌گردد.
1-10- حدود و قلمرو تحقیق :
مشکل عمده در انجام این تحقیق، آن بود که منابعی که کاملاً مختص به موسیقی اشعار فروغ فرخ‌زاد باشد موجود نبود و بیشتر در مورد اشعار مهم وی مانند ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، عاشقانه، مرداب، غزل و چند شعر دیگر بود.

فصل دوم
فروغ و اندیشهاش

2- 1- زندگینامه فروغ :
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه‌های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خواب است…
بیگمان زان جهان رؤیائی
زهره بر من فکنده دیده عشق
می‌نویسم بروی دفتر خویش
“جاودان باشی ای سپیده عشق”
اگر بخواهیم شاعران طراز اول شعر فارسی را از بدو پیدایش تاکنون، به اعتبار سبک‌های مختلف شعر فارسی برشماریم، بدون شک ناگزیر به اقرار این حقیقت خواهیم شد که چند تن از بزرگان شعر فارسی در قرن حاضر می‌زیسته‌اند و یکی از ایشان فروغ فرخ‌زاد است.
فروغ فرخ‌زاد در سیزدهم دی ماه سال 1313 از حاصل پیوند سرهنگ محمد فرخ‌زاد و توران وزیری تبار که زندگی مالی متوسطی داشتند، در تهران چشم به جهان گشود. او دو برادر به نام‌های امیر و فریدون و یک خواهر به نام پوران داشت.
دوران کودکی و نوجوانی‌اش در محیط خانه و خانواده‌ای متوسط سپری شد. پس از اتمام دوره ابتدایی به دبیرستان خسرو خاور رفت و سه سال اول دبیرستان را در آنجا درس خواند و پس از گذراندن کلاس سوم دبیرستان به هنرستان کمال الملک – که مخصوص بانوان بود – رفت و در آنجا نقاشی و خیاطی را فرا گرفت.
فروغ فرخ‌زاد در هفده سالگی با کاریکاتوریستی به نام پرویز شاپور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج پسری به نام کامیار بود ؛ اما این پیوند بیش از دو سال دوام نداشت و از شاپور جدا شد. فروغ همیشه از این ازدواجش با تمسخر یاد می‌کرد.
فروغ از سیزده یا چهارده سالگی شعر را با غزل آغاز کرد ولی هیچ یک از این غزل‌های دوره نوجوانی‌اش را که در واقع تجربه‌های شاعری‌اش بود منتشر نکرد. در سال 1335 یعنی در بیست و دو سالگی اولین مجموعه شعر او با نام “اسیر” منتشر شد که حاوی 44 شعر بود. سال بعد دومین مجموعه شعر او به نام “دیوار” منتشر شد که شامل 32 شعر بود.
در سال 1336، سومین مجموعه شعرش با نام “عصیان” که شامل 17 شعر بود منتشر شد. فروغ که کار هنری‌اش را با نقاشی و شعر شروع کرده بود، به سینما روی آورد و در سال 1337 به مطالعه تکنیک‌های سینمایی پرداخت. در سال 1338 به انگلستان رفت تا درباره تهیه فیلم، بررسی و مطالعه کند. یک سال بعد، پس از بازگشت از انگلستان، در فیلم کوتاهی درباره مراسم خواستگاری در ایران به ایفای نقش پرداخت و آن را برای مؤسسه فیلم ملّی کانادا ساخت.
در سال 1340 در گلستان فیلم، قسمت دوم فیلم مستند “آب و گرما” را تهیه و در ساختن فیلم “موج و مرجان و خارا” با “ابراهیم گلستان” همکاری کرد و مجدّداً برای مطالعه در امور سینمایی به انگلستان سفر کرد. پس از بازگشت از این سفر، فیلمی‌یک دقیقه‌ای برای صفحه نیازمندیهای روزنامه کیهان ساخت که در نوع خود جالب بود.
بهار سال 1341 به تبریز سفر کرد تا درباره تهیه فیلمی‌درباره جذام و جذامی‌ها مطالعه کند و تابستان همین سال در ساختن فیلم “دریا” با گلستان همکاری کرد ولی فیلم ناتمام ماند. در همین سال، فروغ، درخشان ترین کار سینمایی‌اش را با ساختن فیلم جذامی‌ها با نام “خانه سیاه است” به پایان برد. او برای ساختن این فیلم با جذامیان جذامخانه تبریز همنشینی کرد و بر سر سفره آنها نشست و دست به زخم‌هایشان می‌کشید و در آخر هم فرزندی از آنها به نام حسین را به پسرخواندگی خود قبول کرد و او را با خود به تهران آورد. این فیلم عنوان بهترین فیلم مستند از فستیوال “اُبرهاوزن” را به خود اختصاص داد. در آن زمان آلمانیها تمام فیلم‌های خارجی را دوبله می‌کردند و بعد آن را به نمایش می‌گذاشتند، اما فیلم “خانه سیاه است” بدون دوبله و تنها با زیرنویس آلمانی نمایش داده شد ؛ زیرا صدای فروغ که همچون ترنّم جریان آب، به سرتاسر فیلم ده دقیقه‌ای “خانه سیاه است” آرامش وصف ناشدنی داده بود، یکی از ارکان اصلی فیلم دانسته شد.
فروغ در همین سال فیلم مستند دیگری برای مؤسسه کیهان ساخت که موضع آن درباره چگونگی تهیه روزنامه بود. در سال 1342 نوشتن سناریویی را برای تهیه فیلم تمام کرد که متأسفانه در زمان حیاتش روی آن فیلمی‌تهیه نشد. سپس به تئاتر روی آورد و در این سال در نمایشنامه “شش شخصیت در جستجوی یک نویسنده” اثر “لوئیجی پیراندللو” نویسنده ایتالیایی به کارگردانی “پری صابری” در تهران بازی کرد.
یک سال بعد، یعنی در زمستان 1343 مجموعه شعر “تولّدی دیگر” را چاپ و منتشر ساخت که شهرت و اعتبار فراوانی برای وی به ارمغان آورد و دوره جدیدی در کارنامه شعرش آغاز شد. در همین سال در ساختن فیلم “خشت و آینه” با ابراهیم گلستان همکاری داشت و “برگزیده اشعار”ش چاپ و منتشر شد.
در سال 1344 سازمان یونسکو فیلمی‌نیم ساعته از زندگی فروغ فرخ‌زاد تهیه کرد و یکی از کارگردانان ایتالیایی به نام “برناردو برتولوجی” به تهران آمد و فیلمی‌پانزده دقیقه‌ای از زندگی فروغ ساخت.
فروغ در سال 1345 یعنی آخرین سال زندگی‌اش سفری به ایتالیا کردو در دومین جشنوار? فیلم مؤلف در شهر “پزارو” شرکت کرد.
آخرین شعری که از وی در مطبوعات چاپ شد شعر “چرا توقف کنم” بود که در مجموع? شعر “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” آمده است و نیز شعر معروف “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” شاعر نیز چند ماه پیش از درگذشت شاعر در خرداد ماه 1345 در کتاب “ده اثر از ده شاعر معاصر” چاپ و منتشر شد. آخرین شعر فروغ فرخ‌زاد شعر کوتاه و بسیار زیبا و دلنشین “پرنده مردنی است” که آن را‌ اندکی پیش از حادث? مرگش سروده است.
سرانجام فروغ فرخ‌زاد در‌‌بعداز ظهر دوشنبه 24 بهمن سال 1345 در خیابان شهرضا – انقلاب کنونی – هنگامی‌که از سر کار فیلمبرداری برمی‌گشت، به خاطر نجات جان کودکان دبستان شهریار که در معرض خطر تصادف با ماشینی که از روبرو می‌آمد قرار داشتند، جان خود را از دست داد و با مرگش نیز آخرین پیام خود که همان دوستی، محبت و ایثار که در شعرهایش نیز بسیار مشهود است را به بشریت داد و دوستداران شعرش را در‌اندوهی ابدی نشاند.
هفت سال پس از مرگ او، سال 1352 پنجمین مجموع? شعر او به نام “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” منتشر شد. این کتاب نمایانگر دوران یأس و ناامیدی‌ای است که زندگی و‌اندیش? تمام هنرمندان، شاعران و نویسندگان آن دوران را فرا گرفته بود.
از کارهای منتشر نشد? فروغ می‌توان از ترجم? چند نمایشنامه و یک سناریو برای فیلم نام برد.
صد حیف که فروغ درست در هنگامی‌که اوج می‌گرفت و شعرش به کمال خود نزدیک بود، در نیمه راه زندگی، دنیای فانی ما را بدرود گفت. آرامگاه او در قبرستان ظهیرالدوله شمیران است.
مرگ من روزی فرا خواهد رسید :
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد وشور…
بعدها نام مرا باران و باد
نرم می‌شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می‌ماند به راه
فارغ از افسانه‌های نام و ننگ
“عصیان – بعدها”

فروغ در زندگی خانوادگی به شدت احساس خفقان می‌کرده و خود‌اشاره دارد که این خفقان او را به سرودن بعضی شعرها برانگیخته است.
فروغ، هر چند سه کتاب شعر – به قول خودش – مزخرف و آبکی از خود به جای گذاشت، اما همان چند شعر دفتر تولدی دیگر و قطعات بعد از آن، چون “ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد” از نمونه‌های بی نظیر شعر فارسی است که در طول تاریخ ادبیات هزار سال? ما همانندشان بس‌اندک به وجود آمده و خواهد آمد.(آزاد،304:1376)

سالشمار زندگی فروغ :
1313 فروغ در دی ماه این سال در تهران به دنیا آمد، او فرزند “سرهنگ محمد فرخ‌زاد” و
“توران وزیری تبار” بود.
1330 با “پرویز شاپور” ازدواج کرد.
1331انتشار “اسیر” نخستین مجموع? شاعرانه‌های وی.
1332″کامیار” تنها فرزندش به دنیا آمد.
1333 جدایی از همسر
1335 انتشار “دیوار” دومین مجموع? وی
1336انتشار “عصیان” سومین مجموع? وی
1337آشنایی با “ابراهیم گلستان” و آغاز همکاری وی با “گلستان فیلم”
1339 بازی ‌وهمکاری در ‌فیلم “خواستگاری” برای مؤسس? فیلم ملّی کانادا
1341 سال تهیه و نمایش “خانه سیاه است” درخشانترین فیلم فروغ
1342 بازی‌در‌نمایش “شش شخصیت‌در‌جستجوی‌نویسنده” اثر‌”لوئیجی پیراندللو”
در زمستان این سال جایزه بهترین فیلم مستند فستیوال “اوبرهاوزن” به “خانه سیاه است” تعلق گرفت.
انتشار “تولدی دیگر”.
1343 سفر به آلمان و ایتالیا و فرانسه
1344 “سازمان یونسکو”‌فیلمی‌نیم‌ساعته‌از زندگی‌او‌تهیه کرد.‌و‌”برناردو برتولوچی”
نیز فیلمی‌پانزده دقیقه‌ای از وی ساخت.
1345 بهار، سفر به ایتالیا و شرکت در دومین فستیوال در فیلم مؤلّف و پذیرفتن
پیشنهاد انتشاراشعارش در آلمان و سوئد و انگلستان و فرانسه.
زمستان، ساعت 4:30 بعدازظهر دوشنبه 24 بهمن بر اثر تصادف درگذشت.
انتشار آخرین متن شعر “ایمان بیاوریم…” در “مجلد پنجم کتاب سال”.
2-2- شعر و اندیشه فروغ و تأثیر زندگی در شعرش:
فروغ در فضای سیاه و یأس آور روزگارش، فارغ از این دنیا به درک واقعیات زندگی می‌پردازد و در خودشناسی و فلسف? مرگ و زندگی، سیر درونی خود را آغاز می‌کند. او فراتر از زمان پیش می‌رود و در زندگی هنری خود دیوارهای زمان را در هم می‌کوبد. شعر او شعری صمیمی‌و ملموس است. نگاهی به آثارش این مطلب را تأیید می‌کند :
مرگ من روزی فرا خواهد رسید :
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید :
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه‌ای ز امروزها، دیروزها !
“عصیان_ بعدها”
فروغ قلبی گرم و مهربان داشت که یک بار زخم برداشته بود – ازدواج او – و این زخم سرچشمه و مای? گرمی‌شعرهایش بود.
“اندیشیدن به مرگ و زوال، فکر غالب شعرهای اوست ؛ اما گرمیای ‌که او از آن سخن می‌گوید، به معنی پایان همه چیز نیست ؛ بلکه شروع زندگی دیگری است. او همیشه می‌خواست از مرز زمان بگذرد و پا را فراتر از زمان بگذارد. این پیام او در آخرین سطرهای شعر تولدی دیگر به طور آشکاری مشاهده می‌شود :
من پری کوچک غمگینی را می‌شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می‌نوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
شعر فروغ، شعری ساده و صمیمی‌و در عین زیبایی و لطافت، به دور از واژه پردازیهای پیچیده است و انسان با خواندن شعرهای او واقعیتهایی را می‌بیند که هر روز با آنها روبرو است ولی بی تفاوت از کنار آنها می‌گذرد. فروغ با زیبایی، این واقعیتها را به تصویر می‌کشد و با بیانی واقعگرایانه آنها را برای مخاطبش ملموس می‌کند :
من فکر می‌کنم که تمام ستاره‌ها
به آسمان گم شده‌ای کوچ کرده‌اند
و شهر، شهر چه ساکت بود
من در سراسر طول مسیر خود
جز با گروهی از مجسمه‌های پریده رنگ
و چند رفتگر
که بوی خاکروبه و توتون می‌دادند
و گشتیان خسته خواب آلود
با هیچ چیز روبرو نشدم…
“تولدی دیگر – دیدار در شب”
او اوضاع سیاسی روزگار خود را با دیدی طنزآلود به تصویر می‌کشد :
من می‌توانم از فردا
با اعتماد کامل
خود را برای ششصد و هفتاد و هشت دوره به یک
دستگاه مسند مخمل پوش
در مجلس تجمع و تأمین آتیه
یا مجلس سپاس و ثنا میهمان کنم
زیرا که من تمام مندرجات مجله ی هنر و دانش _ و
تملق و کرنش را می‌خوانم
و شیوه ی “درست نوشتن” را می‌دانم…
“تولدی دیگر – ای مرز پرگهر”
و بعد از بیان واقعیتهای عینی و ملموس روزگار خود، به حدیث نفس می‌پردازد :
حق با شماست
من هیچگاه پس از مرگم
جرأت نکردهام که در آئینه بنگرم
و آنقدر مردهام
که هیچ چیز مرگ مرا دیگر
ثابت نمی‌کند…


پاسخ دهید